سال گذشته در حوالی چنین روزی یعنی چهاردهم فوریه ( که درج اسمش موجب انسداد این وبلاگ خواهد شد) مقاله ای تحلیلی درباره ارزش عشق و احترام به فرد محبوب زندگی در سایتم درج کردم که به آسیب شناسی پرداخته بود. سایت من به خاطر همان کلمه فیلتر شد ! البته اداره ارشاد موارد دیگر را هم ذکر کرد که فرعی بود و اصلی ترینش درج مقالاتی از سال 81 تا 89 در این باره بود !

بماند که با چه مصیبتی تمام این مقالات را تک تک حذف کردیم و باز در آرشیو گوگل مانده بود و دوستان رفع انسداد نمیکردند و نزدیک به 6 هفته سایت من به عنوان یکی از سایتهای پر خواننده مطالب روانشناسی رفت رو هوا ! همت خانم دهقانی ، یکی از دانشجوهای کامپیوتر خونده ام بود که وبلاگ بلاگفا را برای حفظ ارتباط با خوانندگان تاسیس کردیم و الان در آستانه یکسالگیش هستیم و بعد از نوروز نیز با پیگیری کارمندی در ارشاد که هیچ وقت ندیدمش اما از او متشکرم ، اسیت رفع فیلتر شد
اما وقتی بخشنامه های متعدد صادر میشود مبنی بر ممنوعیت هرگونه نماد این روز خاص در ایران ناشی از درک اشتباه مفاهیم بین فرهنگی intercultural در بین تصمیم گیرندگان انتظامی است.
آیا میتوان با بخشنامه و تنبیه و مجازت یک جامع را اخلاقی کرد و اخلاق را نیز خود دولتیان تعریف کنند؟
اولا دولتیان متکفل اخلاق در یک جامعه نمیتوانند باشند بلکه فقط مجازند حداقلهای اخلاقی را تعریف کنند که اسمش میشود قانون. وقتی دولت بد و خوب را تعریف میکند یعنی نوعی تمامیت خواهی در شخصی ترین حوزه های انسان
ثانیا در پاسخ به این سوال که آیا دروغ اختیاری اخلاقی تر است یا راست اجباری ، بدیهیست که بدون اختیار هیچ عملی نمیتواند اخلاق باشد ! بچه ای که با پس گردنی نماز میخواند چقدر رشد میکند یا بچه ای که بدون هیچ فشاری مخیر است گاهی بخواند یا گاهی نخواند ؟
سوم اینکه همه پروسه های سایه سازی shadow making در رفتارهای انسانی از نوعی انکار آغاز میشود. من اگر طبع تنوع طلب و خائن خودم را نبینم یا انکار کنم ، آنگاه افراد خائن مرتب در زندگیم سرو کله شان پیدا میشود یا مستعد یک خیانت بزرگ در زندگیم میگردم . این خاصیت سایه های شخصیتی است که خد را در جایی از روان ما پنهان میکند که از دسترسمان خارج باشد .
نبی اکرم فرمودند ان اعدی عدوک ، هی التی بین جنبیک: بزرگترین دشمن تو مسیست که بین دو پهلوی تو جا خوش کرده است .
وقتی اسم روز عشاق در ایران موجب فیلترینگ گسترده میگردد ، میتوان هراس داشت که نسخه های رویارویی با مسائل فرهنگی ، بیش از اینکه از حوزه اگاهی تصمیم گیرندگانش نشات گرفته باشد ، از بخشهای نادیدنی روان آنها منبعث است زیرا بدیهیست که کمتر نکته ضد امنیتی در چهارتا گل گرفتن و کادو دادن جوانهای کشور به هم موجود باشد که موجب این بسیج گسترده امکانات انتظامی و ارشاد در کشور بشود که مبادا کسی به کسی بگوید دوستش دارددر این روز !
گاهی اوقات استدلال دولتیان این است که کارهای این روز مال فرهنگ غرب است . من عرض میکنم مگر بزرگداشت مولوی در ترکیه در دسامبر هر سال با حضور دهها هزار اروپایی و آمریکایی موجب نمیشود که تبادل فرهنگی زیبایی بین مسلمین و غربیان رخ بدهد؟ دقیقا بعضی ویژگیهای فرهنگی غرب هست که موجب بهتر شدن اوضاع خانواده های ما میشود .
گاه اوضاع ، طنز آمیز هم میشود. کت و شلواری که بنده و مسوول انسداد سایت ، هر دو پوشیده ایم ، ایا متعلق به فرهنگ ایران است؟ خیر ! ولی ایا لازم است الان با لباس ایرانیان 100 سال پیش و دوران قجری زندگی کنیم تا ایرانی باشیم؟
ژاپن در مواجهه با فرهنگ غرب چه کرد؟ بخشهای عظیمی از فرهنگ خود را حفظ کرد و بدون ایجاد محدودیت برای جوانان خود پذیرفت که بعضی ها نیز به رنگ و لعاب آمریکایی درآیند بدون اینکه نگرانی برای کیان عظیم فرهنگی خود داشته باشد
مواجهه بسیار ساده برخی مسوولین فرهنگی ما با مسائلی مثل آب بازی جوانان ، فعالیت نهادهای غیر دولتی اجتماعی NGO ها ، روزی مثل 14 فوریه و معادل ایرانی اش در 29 بهمن و....غالبا امنیتی - انتظامی است و منجر به حذف و تهدید و منتسب کردن به بیگانگان است. این میتواند گاهی اوقات ناشی از بیگانگی بزرگتر خود افراد متکفل دولتی با مقوله جوانی و نشاط باشد که به شکل فرافکنی شده روی همه رفتارهای خلاقانه ، نمایان شود
در انتهای این مقاله متخلص میگردم به کلام شیوا و راهگشای امیر المومنین که در پاسخ به سوال پرسشگر جوان سپاه خود در صفین که با دیدن اسلام خواهی سپاه معاویه دچار تزلزل شده بود ، فرمودند:
ان الحق و الباطل لا یعرفان باقدار الرجال ، اعرف الحق تعرف اهله اعرف الباطل تعرف اهله
درستی و نادرستی از روی موقعیت آدمها سنجیده نمیشود بلکه باید حق و باطل را ابتدا تشخیص داد بعد آدمهای محق یا نادرست را از روی آن تعریف کرد
بزرگ میدارم ارزشمندی جوانان بانشاط ایرانی را که مومنانه در راه بهینه کردن زندگی خویش گام بر میدارند
برچسبها:
فرهنگ,
ژاپن,
اخلاق