نظر شما درباره سیستم سنتی ازدواج چیست؟

مونا :
آقاي دكتر كلآ نظرتون راجب خواستگاري به شيوه ي سنتي چيه؟ؤقتي آدم يكي رو به عمرش نديده چطور مي تونه به حرف يه واسطه اعتماد كنه؟تازه خيليا خانواده ي خوب دارن اما خودشون آدماي درستي نيستن.شما چي فكر مي كنيد؟
-------------------------
دکتر شیری
بنده معتقدم شده ام به اینکه باید یک اصلاحات اساسی Major Reform در شیوه خواستگاری سنتی ایجاد گردد
شیوه سنتی یعنی همینی که یک خانواده ای توسط یک معرف ( یا خودشون راسا) تماس به خانواده دختر میگیرند و شرایط ابتدایی خودشون را میگویند و میروند خواستگاری و در اون دیدار اگر رضایت اولیه در خانواده دختر یا پسر ایجاد شد ، دیدارهای بعدی و مراسم نشون کردن و نامزدی و عروسی.اگر هم که نه متاسفانه اکثرا بدون هیچ توضیحی ، تنها بر اساسا زنگ زدن و نزدن خانواده ها یا معرف عالیقدر (!) به هم ، موضوع کم کم fade محو میگردد ( که من این قسمتش را خیلی پر استرس و قابل نقد میدانم و معتقدم حتما باید به شکل رسمی به یکدیگر "نه "گفته شود ، به جای اینکه دختر بیچاره یا پسر بیچاره هزار فکر و خیال نا مربوط به ذهن معصومش راه دهد ،حداقلش اینست که والدین بچه ها در جریان "چرایی عدم مطلوبیت" قرار بگیرند)
شیوه غیر سنتی رایج اینه که پسر و دختر اساسا از قبل یکدیگر را میشناسند ( در دانشکده یا محل کار یا اکیپهای رفقا و...) و بعد به خانواده ها میگویند و تماسها برقرار میشود و به شکل سنتی پیش میرود
شیوه سوم تلفیقی هست که دختر و پسر یکدیگر را میشناسند اما به هر دلیل جرات ندارند به خانواده های خود بگویند و لذا قرار مدار ها را با هم میگذارند و زمانیکه خانواده ها با هم تماس میگیرند ، یه جوری بچه ها نمایش میدهند که انگار اولین بار است همدیگر را دارند میبینند...سورپریز بازی و باحال بازی و تلفیقی از هنر تئاتر و بعضا تعزیه در جلسات ابتدایی !
نقدی که به سیستم سنتی وارد است هزینه های بالای آن است از منظر روانی و شناختهای اندک و محدودیتهای خودافشایی و تلاش برای عالی نشان دادن خود و فروکاهی بخشهای شفاف
نقدی که به آشنایی های رایج است ( غیر از عدم رضایت خیلی از خانواده ها و استرسهای مربوطه ) بلا تکلیفی آنهاست یعنی بالاخره دختر بعد از دو سال ارتباط و رسیدنش به سن ازدواج ، نمیداند این شازده پسر بالاخره قصد ازدواج دارد یا باید اینقدر عملیات ژانگولر در بیارم تا مطلوب طبع حضرت والا گردم !
خوبی سیستم سنتی اینه که وقتی یکی میاد خاستگاری دیگه تکلیفش حداقل با خود بحث ازدواج و مقدمات اولیه ان از نظر روانی و مادی و ...روشنه !طرف نمیره پس فردا بگه
- من الان نمیدونم میخوام ازدواج بکنم یا درس بخونم.
- من میخوام Apply کنم برم فنلاند درس بخونم یا
- الان کار ندارم.... سربازی نرفتم
- تولیاقت بهتر از من را داری و......
میبینید که از این بازیهای نخ نما شده پسرونه توش نیست و طرف واقعا اومده پاکار ازدواج !!!
من در مجموع پیشنهادم اینهاست که
- اولا دختر و پسر از قبلش خوبه یکدیگر را دیده باشند یا حداقل عکسی فیلمی یه چیزی از هم دیده باشند خیلی کور و blind نرن سر جلسه که اونجا قیافه هاشون بخوره تو ذوق هم !
- بعدش خواستگاری به این شکل تشریفاتی و پرطمطراق نیز برای خانواده ها و خود بچه ها کم هزینه نیست و منظورم هزینه گل و...نیست بلکه هزینه روانی آماده سازی برای مواجهه است.
یک خاطره بگم که من شخصا در همین تهران در جشن سوکا ( یک جشن مذهبی پیروان حضرت موسی ) دیدم که در کنیسه ، اتاقی نسبتا بزرگ را مزین کرده بودند به میوه ها ی زیبا که از سقف آویزان شده بود و روی میز پر بود از اطعمه و نوشیدنی ها ی مختلف و به اصطلاح پونه صدقانی عزیز که من را به این مراسم دعوت کرده بود ؛ آشنایی های خانواده های دختر دار و پسر دار نیز در همین مراسم صورت میگرفت .میخوام بگم باید بستر فراهم کرد توسط خانواده ها یا حتی مسوولین محلی که آشنایی های ابتدایی رخ دهد.بقیه اش حتی اگر به شیوه سنتی سنتی نیز انجام شود با شناختهای ابتدایی بیشتری شروع میشود
- مثلا ایجاد کلوبهایی که دخترها و پسرها بتوانند با هم معاشرت داشته باشند (و البته اختلاط و هرج و مرج نداشته باشند) سخت نیست.
مثالی که تو ذهن من هست عبارت است از بسیاری از مسلمانان اروپا یا دختر و پسرهایی که در دانشگاه بیروت درس میخوانند همینطوری یکدیگر را می یابند (که اتفاقا سختگیری در مسائل شرعی دارند ) - انجمنها و کانونهای دانشگاهها و کالجها و .... محل تجمع بسیاری از افراد دارای استعداد و متفاوت این کشور است که بتوانند بچه ها با دوستان خود به راحتی معاشرت کنند و والله دنبال بی اموسی هم نیمخواهند بروند .
- وظیفه دولت تسهیل شرایط ازدواج است نه اعمال سیاستهایی که ازدواج بچه های این کشور از روی نا اگاهی بشود.بنابراین اقدام سازمان ملی جوانان برای آموزشهای پیش از ازدواج تحت عنوان گواهینامه ازدواج بسیار امر فرخنده ای در فرهنگ این کشور میتواند باشد .
----------------------------------
درباره جشن سوکا ( سایبان ) در آیینهای یهودی اطلاعات جالبی اینجا گیر آوردم
دکتر علیرضا شیری