فراموشی در کار نیست
![]()
سلام
مشکل من شکست عاطفی بوده.حرفهای شما کمک زیادی به بنده کرد.اما من هنوز بعد از گذشتن پنج ماه از جدایی نتوانستم این قضیه را برای خودم هضم کرده و به آرامش نسبی برسم.هنوز قضایایی مرا آزار میدهد و باعث رنجشم میشود.البته تمام سعی خودم را کرده ام اما نشد.نمیدانم واقعا این مدت زمان لازم است یا من زیادی طولش داده ام.البته بعد این قضیه کارم را ازدست داده ام و این هم مرا آشفته تر کرده.دیگر خسته شدم از قدم زدن در
جاده خاطره هایی که اذیتم میکنند. میخواهم فراموش کنم اما کوچکترین چیز در اطرافم مرا یادش می اندازد
سلام
فراموشی در کار نیست بانو
ما وقتی پیش میرویم در جاده زندگی ، از شهر خاطرات دور میشویم...شما ایستاده اید دم این شهر سوخته و هنوز بوی سوختگی اذیتتون میکنه....5 ماهه ایستاده اید. درسته داخل شهر سوخته نشده اید ولی پشت دروازه های همین شهر ایستادن که باعث نمیشه شما راحت بشید...
برگردید به کار...مقدمه ای میشه برای بازگشت به زندگی
این عالم حساب کتاب داره...همه حساب پس میدیم
یست و سه سالمه و مهندس الکترونیک هستم. از اینکه خواستگار به خانه بیاید و مرا ببیند میترسم
به همین خاطر تا الان همه را تلفنی رد کرده ام! همیشه از طرف خانواده شماتت شده ام که چرا چاقم یا بینی بزرگ دارم و . . .
به همین خاطر میترسم خواستگار از من خوشش نیاد.
میدونم نباید به این حرفا توجه کنم اوایل اهمیت نمیدادم ولی واقعا داره روم تاثیر میذاره. اخرین باری که خانواده ازم تعریف کردن و یادم نمیاد
سلام
اگر چیزی اذیتتون میکنه خب تا جاییکه از دستتون بر میاد بهترش کنید
( ورزش سبک . تغییر سبک غذایی و...)
استرس خواستگاری را اینطوری برطرف کنید که اول با اجازه خانواده ها ، آقا
پسر را بیرون ببینید و صحبت کنید بعد تصمیم بگیرید هر دو که پیش برید یا نه
یادت باشه همه ما ممکنه توسط کسانی در زندگیمون انتخاب نشیم....درد داره ولی چیزی
از نیکویی های زندگی مون کم نخواهد کرد
یعنی ما دیگه نا امید بشیم از ازدواج؟
زنگ تفریح بودن ، مساله این است !
دکتر علیرضا شیری